من با شهید یدالله عزیزی با هم بودیم با محمد(پسر عموی یدالله و جانباز) هم اتفاقاً یک دوره بودیم. خرداد 1361 در دانشگاه شهرکرد به مدت 45 روز دوره آموزشی را گذراندیم. در مهرماه بود که از طرف تیپ تازه تأسیس 44 قمر بنی هاشم گردان امیر المومنین(ع) به پادگان دو کوهه در اندیمشک اعزام شدیم و از آن جا به جاده سوسنگرد رفتیم. لازم به ذکر است که تیپ 44 قمر بنی هاشم آن زمان به گردان داشت. در همین اثنا که ما در کرخه بودیم دهلران آزاد شد و ما به طرف تپه های میثاق حرکت کردیم. از آن طرف رفتیم موسیان و یدالله در آن جا شهید شد. عملیاتی که در آن شرکت کردیم عملیات محرم بود که در آنجا تیپ امام حسین (ع) اصفهان سمت راست ، تیپ امام سجاد (ع) شیراز سمت چپ و ما از محور میانی حمله کردیم. هدف از این عملیات آزادی دهلرن بود که قبل از ورود ما به منطقه آزاد شده بود. عملیات محرمم عملیات عجیبی بود. در عملیات محرم حتی منافقین هم در آشپزخانه نفوذ کرده بودند و پودر لباس شویی داخل غذا که چلو مرغ ریخته بودند و بر اثر خوردن غذا همه رزمنده ها به مشکلات گوارشی مبتلا شده بودند.تیپ 44 قمر بنی هاشم برای اولین بار مسئولیت یک خط را بر عهده گرفت و ما به عنوان خط شکن عمل کردیم. بچه های خوانسار و گلپایگان هم با ما بودند و من و شهید یدالله به عنوان تیربارچی عمل می کردیم و در زدن عراقی ها با هم مسابقه گذاشته بودیم. آن زمان رفاقت ها چیز دیگری بود. خلوص توی کارها زیاد بود. آن جا کارگر و کارمند و دکتر و مهندس و غیره مطرح نبود. مثلاً یه شهید حاج آقا حسینی بود که روحانی بود و در کارهای فرهنگی مثل پخش سرودهای انقلابی با سرعت عمل بی نظیری اقدام می کرد.شهید احمد رضا طاهری ، شهید محمد افغان از اهالی خوانسار ،
آقای حقیقی برادران شهید ...
ما را در سایت برادران شهید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 8 مهر 1401 ساعت: 18:34